:)
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 12:37
نشانه ی آتشاینجا ، جایی که وسط دریاها جزیره ای می رویدو سنگ های قربانگاه به ناگاه بر روی هم تلمبار می شوند ،و زرتشت زیر آسمان کبودکوهه ی آتش خویش را برمی افروزدنشانه ی آتش برای راهبرانی که گمراه شدندعلامت سؤال برای آنان که جواب را یافتند …این شعله با نهیب های روشن و تیره ی خویشدر فراسوی سرما با گدا
حالا دیگه وقت دارم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 12:37
امروز اولین روزیه که احساس آرامش میکنم... دغدغه ی 12 ساله ام تمام شده دیشب اولین شبی بود که راحت خوابیدم وتا صبح بیدار نبودم. و امروز اولین صبحیه که بدون ناراحتی و استرس صبحانه خوردم... حالا دیگه وقت دارم که چیزهایی که توی این چندسال درست درکشون نکردمو درک کنم. حالا دیگه میتونم دم غروبها راحت توی حی
مقدمه ی ویگن
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 17:02
بنام پروردگار سلام دوستان خوب من.ازینکه چشمان خوش ذوقتان مرا برای خواندن انتخاب کرد از شما قدردانی میکنم. ویگن یک داستان خیالی از دنیای خیالی اما با طعم حقایقی تلخ است.شاید جرقه ی این نوشتن از آن جایی نشئت گرفت که پرنده ی روح من حق پرواز در آسمان خیالی دیگران را نداشت و ازینکه نمیتوانست پیغام خود ر
معرفی
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 17:02
نشانه ی آتشاینجا ، جایی که وسط دریاها جزیره ای می رویدو سنگ های قربانگاه به ناگاه بر روی هم تلمبار می شوند ،و زرتشت زیر آسمان کبودکوهه ی آتش خویش را برمی افروزدنشانه ی آتش برای راهبرانی که گمراه شدندعلامت سؤال برای آنان که جواب را یافتند …این شعله با نهیب های روشن و تیره ی خویشدر فراسوی سرما با گداز
قانون ویگن
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 17:02
نشانه ی آتشاینجا ، جایی که وسط دریاها جزیره ای می رویدو سنگ های قربانگاه به ناگاه بر روی هم تلمبار می شوند ،و زرتشت زیر آسمان کبودکوهه ی آتش خویش را برمی افروزدنشانه ی آتش برای راهبرانی که گمراه شدندعلامت سؤال برای آنان که جواب را یافتند …این شعله با نهیب های روشن و تیره ی خویشدر فراسوی سرما با گداز